جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
222
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
3 - حرم امام رضا ( ع ) - اكنون به عالىترين مايهء مباهات سراسر آستانه يعنى حرم و مزار امام جاويدان مىرسيم . من كلمهء « جاويدان » را با تأمل به كار مىبرم ، از اين لحاظ كه بارگاه امام و آن دستگاه وسيع حاكى است كه حضرت امام - رضا ( ع ) وجودى ابدى است و به استدعاى زائرينش پاسخهاى اعجازآميز مىدهد و « حضرت « 1 » » بهطورى كه خطاب مىشود ميزبان همهء مهمانان خويش است و نه تنها غذاى جسمانى ايشان را تا وقتى كه در قلمرو او به سر مىبرند اعطاء مىنمايد ، بلكه دعاهاى آنها را نيز اجابت مىفرمايد و نيازهاى باطنى ايشان را برآورده مىسازد . هريك از زوار مىتواند با حضرت رازونياز كند و صدقات خود را به خدام بدهد و انتظار برآورد حاجات و معجزاتى داشته باشد . گاهى همهجا را شايعه فرا - مىگيرد كه حضرت معجزهاى كرده است به اين معنى كه افليجى به راه افتاده و كورى بينا شده و معجزات ديگرى از اين قبيل از منبع فياض امام وقوع يافته است « 2 » . در صحن اطراف مزار و بر كف مرمرى آن قالى گستردهاند و در بالاى آن در ارتفاع هفتاد و هفت پا گنبد اصلى تعبيه شده است كه شكوه بسيار به آن مكان مى - دهد . قسمت بيرونى آن مطلاست « 3 » زاير تازهوارد با ديدن آن متوجه مىشود كه به نقطهء مقدس قدم نهاده است و چشمان فرسودهاش از نور شادى مىدرخشد .
--> ( 1 ) - در اينجا نويسنده براى « حضرت » معادل عنوان انگليسى « His Highness » آورده است . م ( 2 ) - اين كار تازگى ندارد چون دويست سال پيش نيز سياح فرانسوى بابا سنسون موضوع را تعريف و بىپروا عين داستان را تجزيه و تحليل نموده و نيز گفته است كه شاه عباس با تمهيد چند معجزهء ساختگى بر شهرت آنجا افزوده است و براى مزار امام رضا ( ع ) قدرت و منزلت فراوان قائل بوده است . بسيارى از ايرانيان سرشناس وصيت كردهاند كه در حرم حضرت مدفون شوند و متروكات بسيار گرانبها وقف آنجا مىشود . نادر شاه معجزههاى ساختگى را بسيار زشت مىشمرده ( رجوع شود به كتاب تاريخ ايران تأليف سرجان ملكم ) . ( 3 ) - شرح جالبتوجهى در سفرنامهء شاردن ديده مىشود كه خود او در دورهء پادشاهى شاه سليمان در اصفهان بود ( 1672 ) و به زرگرخانهء شاهى رفت تا شاهد ساختن صفحات مطلاى گنبد باشد كه در همان اوان بواسطهء زلزله خراب شده بود . وى مىگويد كه اين صفحات برنجى بود نه مسى به اندازهء ده اينچ عرض و 16 اينچ طول و ضخامتش دو برابر سكهء دو كرونى انگليسى است . در زير آن دو ميلهء 3 اينچ پهنا كه بطور متقاطع با ساروج زير آن الصاق شده بود و به جاى ميلهها آهنى براى استحكام كاشىها به كار مىرفته . قسمت رو مطلا و به قدرى ضخيم بود كه يكپارچه طلا مىنمود و هر كاشى سه دوكا وزن داشت و يك چهارم آن از طلا بود .